يك رابطه زماني شكل مي گيرد كه تضاد درون اش موج بزنديك رابطه مثل يك جريان مخالف مي ماند كه يا سفيده است يا سياه، اما كل انداختن براي تضاد آن لذت بخش است.
يك رابطه همه آن اتفاقاهايي ست كه ذهن را به واكنش وادار مي كند و هزار و يك حرف و حديث و استدلال از آن ذهن خارج مي شود.
يك رابطه فكرهاي پيچيده و متفاوتي ست كه گاهي وقت ها باعث بروز غريزه در بين آدم ها مي شود و كل جسمت راتحريك مي كند تا ببيني مي تواني طرف مخالفت را بغل كني يا حس نفرت و انتقام جاي خودش را به عاطفه و نزديكي مي دهد.
يك رابطه نگاه هاي عميقي ست كه شايد روزي به آن فكر كني و بفهمي كه چقدر خوب توانايي مقابله با آن را داشتي و شكستي در كادر نبوده و اگر رابطه ادامه داشت تا آخرش باز هم مي رفتي و نگران جا زدن اش نبودي.
يك رابطه نه دعوا، نه خشونت و نه درد ست، يك رابطه مي تواند عشق و وابستگي زودگذر باشد. مي تواند ادامه دار باشد، مي تواند يكنواخت و بي خود و طاقت فرسا باشد.
يك رابطه تمام نمي شود، مگر اينكه هيچي از آن براي ادامه دادن باقي نمانده باشد.
يك رابطه، رابطه سكوت و سكون است كه يك روزي جاي حرف هاي گذشته را مي گيرد.
يك رابطه بايد كامل و مكمل يكديگر باشد... صبا شادور
مطمئن باش عادت میكنيم. به همه اون داشته و نداشتهها عادت میكنيم. به همه اون رفته و نرفتهها عادت میكنيم. به همه اون باخته و نباختهها عادت میكنيم. حتی به خود اين " عادت میكنيم " ها، هم عادت میكنيم.


